حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
503
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
صحابه را بر منبر لعن گويند و خشم مردم افريقيه را برانگيخت و خارجيان سر بشورش برداشتند خطرناكتر از همه شورش ابو يزيد مخلد بن كيداد بود كه بدوران قائم دوام داشت و بدوران پسرش منصور خاتمه يافت . قائم بسال 334 بمرد و ابو طاهر اسماعيل پسرش بجايش نشست و لقب منصور يافت . وى هنگام مرگ پدر بيست و دو ساله بود و از شجاعت و تدبير و بلاغت بهره كافى داشت . هنگام مرگ قائم شورش ابن كيداد خارجى مشتعل بود و منصور مرگ پدر را نهان داشت تا سپاهيان فاطمى در كار جنگ سست نشوند . در همه دوران منصور روابط افريقيه و مصر بىحادثه بود كه وى همه كوشش خود را صرف خاموش كردن فتنه خارجيان ميكرد كه همه قلمرو فاطميانرا گرفته بود و عاقبت نيروى ابن كيداد را بشكست و بصحرا راند و او را بگرفت و به مهديه برد و او از زخمها كه در معركه ديده بود جان بداد . منصور پس از فراغت از شورش خارجيان اوقات خود را به نظم امور صرف كرد ، نيروى دريائى پديد آورد و بنزديك قيروان شهر منصوريه را بنيان نهاد و پايتخت خويش كرد و اين شهر همچنان پايتخت فاطميان بود تا سال 362 كه المعز لدين الله مصر را بگرفت و قاهره را كه جوهر صقلى بنيان نهاد پايتخت كرد . دوران خلافت منصور هفت سال بود . علت وفات وى چنان بود كه از منصوريه به شكار و تفنن برون شد و بارانهاى شديد بباريد و طوفانى سخت شد و بيشتر كسان كه همراه وى بودند از رنج و خستگى بمردند و او نيز بيمار بازگشت و ميخواست به حمام رود اما طبيب خاص او اسحاق بن سليمان يهودى نگذاشت و بيماريش سخت شد و بيخواب شد ، طبيب داروى خوابآور به دو داد كه بخفت و بمرد .